تبلیغات
اهالی بهشت و جهنم - عذاب بعضی از زنان

عذاب بعضی از زنان

نویسنده: مدیر وبلاگ
تاریخ: پنجشنبه 8 اسفند 1392 ـ 01:01

شیخ صدوق به سند خود از عبدالعظیم حسنی (ع) و او از امام جواد و آن حضرت از پدزانش (ع) نقل می‌کند که امیرالمؤمنین (ع) فرمود: من و فاطمه (س) محضر رسول خدا (ص) رسیدیم، دیدیم آن حضرت به شدت گریه می‌کند.

عرض کردم: پدر و مادرم به قربانت ای رسول خدا، چه مطلبی شما را به گریه آورده است؟

فرمود: ای علی شبی که مرا به آسمان بردند عدّه‌ای از زنان امتم را دیدم که در عذاب سختی به سر می‌برند، من به خاطر سختی عذاب آن‌ها به گریه افتادم، سپس فرمود:

زنی را دیدم که به موهای سرش آویزان است و مغز سرش می‌جوشد.

و زنی را دیدم که به زبانش آویزان است و آب سوزان و جوشان در حلق او ریخته می‌شود.

و زنی را دیدم که به دو پستانش آویخته شده. و باز زنی را دیدم که گوشت بدنش را می‌خورد و آتش از پایین بدنش شعله‌ور است.


و زنی را دیدم که پاهایش را محکم به دستانش بسته‌اند و مارها و عقرب‌ها بر او مسلط‌اند.

و زنی را دیدم که کر و کور و لال، در تابوتی از آتش است و مغز سرش از بینی او بیرون می‌آید و بدنش پاره پاره از جُذام (خوره) و بَرَص (پیسی) است.

و زنی را دیدم که با پاهایش در تنوری از آتش آویزان است.

و زنی را دیدم که گوشت جلو و عقب بدن خود را به وسیله قیچی آتشین می‌کَنَد.

و زنی را دیدم که صورت و دست‌هایش می‌سوزد و او از معده و روده خود می‌خورَد.

و زنی را دیدم که سرش مانند سر خوک و بدنش مانند الاغ بود و هزار هزار نوع عذاب بر او بود.

و زنی را دیدم که به صورت سگ بود و آتش از مخرج او وارد و از دهانش بیرون می‌آمد و فرشتگان هم با گرزهای آتشین بر سر و بدن او می‌زدند.

«فَقالَتْ فاطِمَةُ (علیها السّلام): حَبیبی وَ قُرَّةُ عَیْنی اَخْبِرنی ما کانَ عَمَلُهُنَّ و سیرَ تُهُنَّ حَتّی وَضَعَ اللهُ عَلَیْهِنَّ هذَا الْعَذابَ؟»:

«فاطمه (علیها السّلام) عرض کرد: ای حبیب من و ای نور چشمم، به من خبر ده که عمل و روش آن‌ها چه بوده که خداوند این عذاب‌ها را بر آن‌ها قرار داده؟»

فرمود: دخترم، آن زنی که به موی سرش آویزان بود کسی بوده که موی سرش را از مردان نا محرم نمی‌پوشانده.

و آن زنی که به زبانش آویزان بود کسی بوده که همسرش را اذیت و آزار می‌رسانده.

و اما آن زنی که به دو پستانش آویزان بود زنی بوده که نمی‌گذاشته شوهرش به بستر او بیاید.

ولی آن زنی که به پاهایش آویزان بود زنی بوده که بدون اجازه شوهرش از خانه بیرون می‌رفته.

و اما آن زنی که گوشت بدنش را می‌خورد او زنی بوده که خودش را برای مردم زینت می‌کرده.

و اما آن زنی که دست‌هایش به پاهایش محکم بسته شده بود و مارها و عقرب‌ها بر او مسلط بودند، او وضویش با پلیدی بود و لباسش کثیف و آلوده بود و از جنابت و حیض غسل نمی‌کرده و خود را از آلودگی پاک نمی‌ساخته و نیز نماز را سبک می‌شمرده و به آن اهمیت نمی‌داده.

و آن زنی که کر و کور و لال بود زنی بوده که از زنا بچه می‌زاییده ولی او را به گردن همسرش می‌انداخته.

و اما آن زنی که گوشت بدنش را با مقراض و قیچی می‌چید زنی بوده که خودش را به مردان عرضه می‌کرده.

و اما آن زنی که صورت و بدنش به آتش شعله‌ور بود و روده و معده خود را می‌خورد او زنی بوده که واسطه عمل حرام بین زنان و مردان بوده.

و اما آن زنی که سرش سر خوک و بدنش بدن الاغ بود او زن سخن‌چین و دروغگویی بوده است.

و اما آن زنی که مانند سگ بود و آتش از مخرجش وارد و از دهانش خارج می‌شد او زنی آوازه خوان و حسود بوده است.

سپس آن حضرت فرمود:

«وَیْلٌ لِامْرَأَةٍ اَغْضَبَتْ زَوْجَها و طوبی لِامْرَأَةٍ رَضِیَ عَنْها زَوْجها»:

«وای بر زنی که شوهرش را به خشم آورد و خوشا به حال زنی که شوهرش از او راضی باشد.»1


1. سَیْر اِلَی الله فی سیرَة الْاَوْلِیاءِ علیهم السّلام، (از مرگ تا مرگ)، و این کتاب، منبع این مطلب را عیون اخبار الرّضا (ع) ـ البحار ذکر کرده است.
(نقل در این وبلاگ با تفاوت در متن)




داغ کن ـ کلوب دات کام
نظرات () 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.