تبلیغات
اهالی بهشت و جهنم - كدام زاد و توشه را از این جهان برگیریم؟

كدام زاد و توشه را از این جهان برگیریم؟

نویسنده: مدیر وبلاگ
تاریخ: چهارشنبه 7 اسفند 1392 ـ 03:30

اگر انسان‌ها را به مسافرانی تشبیه كنیم كه از یک محیط كوچک و آلوده، به سوی جهانی بزرگ و مملو از پاكی‌ها و نیكی‌ها در حركتند، چیزی به گزاف نگفته‌ایم، بلكه مسافرت واقعی، همین سفر است كه انسان از جهان پست و كوچک دنیا به سوی جهان والا و بی‌نهایت آخرت كوچ می‌كند و تمام اموری كه در یک سفر معمولی دنیا، از مكانی به مكان دیگر لازم است، در این سفر نیز وجود دارد:

زاد و توشه و مَرْكَبْ، مبدأ و مقصد، دلیل راه، موانع و خطرات و احیاناً راهزنان راه، كه بحث درباره هر یک از این‌ها گسترده است.


در مورد زاد و توشه، قرآن مجید با صراحت تمام آن را تقوا و پرهیزگاری، یعنی پرهیز از گناهان و اطاعت فرمان خدا و گرایش به تمام نیكی‌ها و پاكی‌ها معرفی می‌كند.

در جای‌جای خطبه‌های نهج‌البلاغه روی این معنا تكیه شده است، از جمله در خطبه 183 می‌فرماید:

«وَ أَنْتُمْ بَنُو سَبْیل عَلی سَفَر مِن دار لَیْسَتْ بِدارِكُمْ وَ قَدْ أُوذِنْتُمْ مِنْها بِالاِْرْتَحالِ وَ أُمِرْتُمْ فیها بِالزّادِ»:

«شما مانند مسافرانی هستید كه از سرایی كه خانه (حقیقی) شما نیست (به سوی سرای جاودان خود) در حركتید. فرمان كوچ از این سرا صادر شده، و دستور گرفتن زاد و توشه را به شما داده‌اند.»


در اینجا، جای این سؤال باقی می‌ماند كه معمولا زاد و توشه در طول مسافرت به كار می‌آید نه در مقصد، در حالی كه تقوا و پرهیزگاری در قیامت به كار می‌آید و سبب نجات و كلید ورود در بهشت است؛ پس چگونه نام زاد و توشه، بر تقوا نهاده شده است؟

توجه به این نكته، پاسخ این سؤال را روشن می‌سازد و آن این كه مبدأ این سفر طولانی، از لحظه مرگ و سكرات موت شروع می‌شود و در عالم برزخ ادامه دارد و همچنان در مواقف قیامت و منزلگاه‌های سؤال و حساب و صراط ـ كه منازل مخوف و متعددی هستند ـ تداوم می‌یابد تا سرانجام به بهشت منتهی شود.

بی‌شک تقوا، هم در جهان برزخ، زاد و توشه راه است و هم در مواقف قیامت و منزلگاه‌هایی كه قبل از ورود به بهشت وجود دارد. آری، زاد و توشه تقوا است كه انسان را از این منازل پر خطر به سلامت عبور می‌دهد و به سر منزل مقصود ـ كه بهشت برین و جنّات عَدْن است ـ رهنمون می‌شود.

این نكته نیز قابل دقت است كه اگر در آیه شریفه، (إنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللهِ أَتْقاكُمْ): «گرامی‌ترین شما نزد خداوند، با تقواترین شماست»، (سوره حجرات، آیه 13) ملاک و معیار كرامت و ارزشِ انسان، تقوا قرار داده شده، نیز ناظر به همین معنا است كه تنها سبب نجات، تقوای برخاسته از ایمان است، كه گاه از آن به عنوان «زاد و توشه» و گاه به عنوان «معیار كرامت انسان» تعبیر شده است.

در خطبه 204 نهج‌البلاغه، تعبیرات روشنی دیده می‌شود كه توضیحی بر بحث بالا است، می‌فرماید:

«وَ انْقَلِبوُا بِصالِحِ ما بِحَضْرَتِكُمْ مِنَ الزّادِ! فَاِنَّ أَمامَكُمْ عَقَبَةً كَؤُوداً وَ مَنازِلَ مَخُوفَةً مَهُولَةً لابُدَّ مِنَ الْوُرُودِ عَلَیْها وَ الوقُوفِ عِنْدَها»:

«با تهیه زاد و توشه (ایمان و تقوا و عمل صالح) به سوی آخرت حركت كنید؛ زیرا گردنه‌هایی سخت و دشوار و منزلگاه‌هایی خوفناک، در پیش دارید كه باید در آن‌ها فرود آیید و (مدتی) توقف كنید.»

از خدای بزرگ می‌خواهیم كه توفیق تهیه این زاد و توشه پر ارزش را، پیش از فوت وقت، به همه ما مرحمت كند و دست خالی (هر چند، هر چه فراهم كنیم، باز دست ما خالی است) در این سفر سرنوشت ساز، به راه نیفتیم.1

حقیقت تقوا چیست؟

«تقوا» در اصل از ماده «وقایه» به معنی نگهداری یا خویشتن داری است و به تعبیر دیگر یک نیروی كنترل درونی است كه انسان را در برابر طغیان شهوات، حفظ می‌كند و در واقع نقش ترمز نیرومندی را دارد كه ماشین وجود انسان را در پرتگاه‌ها حفظ، و از تندروی‌های خطرناک بازمی‌دارد.

به همین دلیل امیر مؤمنان علی (علیه السّلام) «تقوا» را به عنوان یک دژ نیرومند در برابر خطرات گناه شمرده است، آنجا كه می‌فرماید:

«اعْلَمُوا عِبادَ اللّهِ أَنَّ التَّقْوی دارُ حِصْن عَزِیز»:

«ای بندگان خدا بدانید تقوا دژی است مستحكم و غیر قابل نفوذ.»

در احادیث اسلامی و همچنین كلمات دانشمندان، تشبیهات فراوانی برای تجسم حالت تقوا بیان شده است، امیر مؤمنان علی (علیه السّلام) می‌فرماید:

«... أَلا وَ إِنَّ التَّقْوی مَطایا ذُلُلٌ حُمِلَ عَلَیْها أَهْلُها وَ أُعْطُوا أَزِمَّتَها فَأَوْرَدَتْهُمُ الْجَنَّةَ ...»:

«... تقوا همچون مركبی است راهوار كه صاحبش بر آن سوار است و زمامش در دست او است و تا دل بهشت او را پیش می‌برد ...»

بعضی، تقوا را به حالت كسی تشبیه كرده‌اند كه از یک سرزمین پر از خار عبور می‌كند، سعی دارد دامن خود را كاملاً برچیند و با احتیاط گام بردارد مبادا نوک خاری در پایش بنشیند، و یا دامنش را بگیرد.

«عبداللّه معتز» این سخن را به شعر در آورده است و می‌گوید:

خُلِّ الذُّنُوبَ صَغِیْرَها *** وَ كَبِیْرَها فَهُوَ التَّقی

وَ اصْنَعْ كَماش فَوْقَ أَرْ *** ضِ الشَّوْكِ یَحْذَرُ ما یَری

لاتَحْقِرَنَّ صَغِیْرَةً *** إِنَّ الْجِبالَ مِنَ الْحَصی

«گناهان را از كوچک و بزرگ ترک كن كه حقیقت تقوا همین است.»

«همچون كسی باش كه در یک زمین پر خار با نهایت احتیاط گام برمی‌دارد.»

«گناهان صغیره را كوچک مشمر كه كوه‌ها از سنگ ریزه‌ها تشكیل می‌شود.»

ضمناً از این تشبیه به خوبی استفاده می‌شود: تقوا به این نیست كه انسان انزوا و گوشه‌گیری انتخاب كند، بلكه باید در دل اجتماع باشد و اگر اجتماع آلوده بوده خود را حفظ كند.

در هر صورت این حالت تقوا و كنترل نیرومند معنوی، روشن‌ترین آثار ایمان به «مبدأ» و «معاد» یعنی خدا و رستاخیز است، و معیار فضیلت و افتخار انسان و مقیاس سنجش شخصیت او در اسلام محسوب می‌شود تا آنجا كه جمله (إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاكُمْ): «گرامی‌ترین شما نزد خداوند، با تقواترین شماست»، (سوره حجرات، آیه 13) به صورت یک شعار جاودانی اسلام درآمده است.

علی (علیه السّلام) می‌فرماید:

«إِنَّ تَقْوَی اللّهِ مِفْتاحُ سَداد وَ ذَخِیرَةُ مَعاد وَ عِتْقٌ مِنْ كُلِّ مَلَكَة وَ نَجاةٌ مِنْ كُلِّ هَلَكَة»:

«تقوا و ترس از خدا، كلید گشودن هر در بسته‌ای است، ذخیره رستاخیز، و سبب آزادی از بردگی شیطان و نجات از هر هلاكت است.»

ضمناً باید توجه داشت تقوا دارای شاخه‌ها و شعبی است، تقوای مالی و اقتصادی، تقوای جنسی، و اجتماعی، و تقوای سیاسی و مانند این‌ها.2


1. پیام امام امیرالمؤمنین (ع)، جلد 2. (با تفاوت در ظاهر متن)
2. تفسیر نمونه، جلد 1. (با تفاوت در ظاهر متن)




تنزیل ـ قرآن آنلاین
نظرات () 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.