تبلیغات
اهالی بهشت و جهنم - گوشه‌ای از گفتگوهای خداوند با پیامبرش در شب معراج

گوشه‌ای از گفتگوهای خداوند با پیامبرش در شب معراج

نویسنده: مدیر وبلاگ
تاریخ: شنبه 5 بهمن 1392 ـ 02:19

در كتب حدیث، روایتی از امیر مؤمنان علی (علیه السّلام) از پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله) در این زمینه آمده است كه بسیار مشروح و طولانی است، و ما گوشه‌هایی از آن را در اینجا می‌آوریم، مطالبی كه نشان می‌دهد گفتگوها در آن شب تاریخی بر چه محوری بوده، و چگونه همچون اوج آسمان‌ها اوج گرفته است.

در آغاز حدیث می‌خوانیم: پیامبر (صلّی الله علیه و آله) در «شب معراج» از پروردگار سبحان چنین سؤال كرد:

«یا رَبِّ اَیُّ الاَعْمالِ أَفْضَلُ؟»:

«پروردگارا! كدام عمل افضل است؟»

خداوند متعال فرمود:

«لَیْسَ شَیْءٌ عِنْدِی أَفْضَلٌ مِنَ التَّوَكُّلِ عَلَیَّ، وَ الرِّضا بِما قَسَمْتُ، یا مُحَمَّدُ! وَجَبَتْ مَحَبَّتِی لِلْمُتَحابِّیْنَ فِیَّ، وَ وَجَبَتْ مَحَبَّتِی لِلْمُتَعاطِفِینَ فِیَّ، وَ وَجَبَتْ مَحَبَّتِی لِلْمُتَواصِلِینَ فِیَّ، وَ وَجَبَتْ مَحَبَّتِی لِلْمُتَوَكِّلِینَ عَلَیَّ، وَ لَیْسَ لِمَحَبَّتِی عَلَمٌ وَ لا غایَةٌ وَ لا نَهایَةٌ!»:

«هیچ چیز نزد من، برتر از توكل بر من، و رضا به آنچه قسمت كرده‌ام نیست، ای محمّد! آن‌ها كه به خاطر من یكدیگر را دوست دارند، محبتم شامل حال آن‌ها است، و كسانی كه به خاطر من مهربانند، و به خاطر من پیوند دوستی دارند، آن‌ها را دوست دارم، و نیز محبتم برای كسانی كه توكل بر من می‌كنند، فرض و لازم است، و برای محبت من حد و حدود، و مرز و نهایتی نیست!.»

و به این ترتیب، گفتگوها از محبت شروع می‌شود، محبتی بی‌انتها و گسترده، و اصولاً عالم هستی بر همین محور محبت دور می‌زند.


در فراز دیگری آمده است: «ای احمد! همچون كودكان مباش! كه سبز و زرد و زرق و برق را دوست دارند، و هنگامی كه غذای شیرین و دلپذیری به آن‌ها می‌دهند، مغرور می‌شوند، و همه چیز را به دست فراموشی می‌سپارند.»

پیامبر (صلّی الله علیه و آله) در اینجا عرضه داشت: «پروردگارا! مرا به عملی هدایت كن كه موجب قرب به درگاه تو است.»

فرمود: «شب را روز، و روز را شب قرار ده!.»

عرض كرد: «چگونه؟!»

فرمود: «چنان كن كه خواب تو نماز باشد، و هرگز شكم خود را كاملاً سیر مكن!.»


در فراز دیگری آمده است: «ای احمد! محبت من، محبت فقیران و محرومان است، به آن‌ها نزدیک شو، و در كنار مجلس آن‌ها قرار گیر، تا من به تو نزدیک شوم، و ثروتمندان دنیاپرست را از خود دور ساز، و از مجالس آن‌ها بر حذر باش.»

در فراز دیگر می‌فرماید: «ای احمد! زرق و برق دنیا و دنیاپرستان را مبغوض بشمر، و آخرت و اهل آخرت را محبوب دار.»

عرض می‌كند: «پروردگارا! اهل دنیا و آخرت كیانند؟»

فرمود: «اهل دنیا كسانی هستند كه زیاد می‌خورند، و زیاد می‌خندند و می‌خوابند، خشم می‌گیرند، و كم‌تر خشنود می‌شوند، نه در برابر بدی‌ها از كسی عذر می‌خواهند، و نه اگر كسی از آن‌ها عذر طلبد می‌پذیرند، در اطاعت خدا تنبل، و در معاصی شجاعند، آرزوهای دور و دراز دارند، و در حالی كه اجلشان نزدیک شده، هرگز به حساب اعمال خود نمی‌رسند، و نفعشان برای مردم كم است، افرادی پر حرف، فاقد احساس مسئولیت، و علاقمند به خورد و خوراكند.

اهل دنیا نه در نعمت، شكر خدا بجا می‌آورند، و نه در مصائب صبورند. خدمات فراوان در نظر آن‌ها كم است، (و خدمات كم خودشان بسیار!)، خود را به انجام كاری كه انجام نداده‌اند ستایش می‌كنند، و چیزی را مطالبه می‌كنند كه حق آن‌ها نیست. پیوسته از آرزوهای خود سخن می‌گویند، عیوب مردم را خاطر نشان می‌سازند، و نیكی‌های آن‌ها را پنهان!.»

عرض كرد: «پروردگارا! آیا دنیاپرستان غیر از این عیبی هم دارند؟»

فرمود: «ای احمد! عیب آن‌ها این است كه جهل و حماقت در آن‌ها فراوان است، برای استادی كه از او علم آموخته‌اند تواضع نمی‌كنند، و خود را عاقل می‌دانند، اما در نزد آگاهان، نادان و احمقند.»

سپس، به اوصاف اهل آخرت و بهشتیان پرداخته، چنین ادامه می‌دهد:

«آن‌ها مردمی با حیا هستند، جهل آن‌ها كم، منافعشان بسیار، مردم از آن‌ها در راحتند و خود از دست خویش در تعب، و سخنانشان سنجیده است. پیوسته حسابگر اعمال خویشند، و از همین جهت خود را به زحمت می‌افكنند، چشم‌هایشان به خواب می‌رود اما دل‌هایشان بیدار است، چشمشان می‌گرید، و قلبشان پیوسته به یاد خدا است. هنگامی كه مردم، در زمره غافلان نوشته شوند، آن‌ها از ذاكران نوشته می‌شوند. در آغاز نعمت‌ها حمد خدا می‌گویند، و در پایان شكر او را بجا می‌آورند، دعایشان در پیشگاه خدا مستجاب، و تقاضایشان مسموع است، و فرشتگان از وجود آن‌ها مسرورند ...

مردم (غافل) در نزد آن‌ها مردگان، و خداوند نزد آن‌ها «حیّ» و «قیّوم» و «كریم» است (همتشان آن چنان عالی است كه به غیر او نظر ندارند) ...، مردم در عمر خود یک بار می‌میرند، اما آن‌ها به خاطر جهاد با نفس و مخالفت هوا، هر روز هفتاد بار می‌میرند (و حیات نوین می‌یابند)! ...


هنگامی كه برای عبادت در برابر من می‌ایستند، همچون بنیان مرصوص و سدی فولادینند، و در دل آن‌ها توجهی به مخلوقات نیست.

به عزت و جلالم سوگند! كه من آن‌ها را حیات و زندگی پاكیزه‌ای می‌بخشم، و در پایان عمر، خودم قبض روح آن‌ها می‌كنم، و درهای آسمان را برای پرواز روح آن‌ها می‌گشایم، تمام حجاب‌ها را از برابر آن‌ها كنار می‌زنم، و دستور می‌دهم بهشت، خود را برای آن‌ها بیاراید! ...

ای احمد! عبادت ده جزء دارد، كه نُه جزء آن طلب حلال است، هنگامی كه غذا و نوشیدنی تو حلال باشد تو در حفظ و حمایت منی ...»


و در فراز دیگری آمده است: «ای احمد! آیا می‌دانی كدام زندگی گواراتر و پردوام‌تر است؟»

عرض كرد: «خداوندا، نه!.»

فرمود: «زندگی گوارا آن است كه صاحب آن لحظه‌ای از یاد من غافل نماند، نعمت مرا فراموش نكند، از حق من بی‌خبر نباشد، و شب و روز رضای مرا بطلبد.

اما زندگی باقی آن است كه برای نجات خود عمل كند، و دنیا در نظرش كوچک باشد و آخرت بزرگ، رضای مرا بر رضای خویشتن مقدم بشمرد، و پیوسته خشنودی مرا بطلبد، حق مرا بزرگ دارد، و توجه به آگاهی من نسبت به خودش داشته باشد. در برابر هر گناه و معصیتی به یاد من بیفتد، و قلبش را از آنچه ناخوش دارم پاک كند، شیطان و وساوس شیطانی را مبغوض دارد، و «ابلیس» را بر قلب خویش مسلط نسازد، و به او راه ندهد.

هنگامی كه چنین كند، محبت خاصی در قلبش جای می‌دهم، آن چنان كه تمام دلش در اختیار من خواهد بود، و فراغت و اشتغال و همّ و غم و سخنش، از مواهبی است كه من به اهل محبتم می‌بخشم!. چشم و گوش قلب او را می‌گشایم، تا با گوش قلبش حقایق غیب را بشنود، و با دلش جلال و عظمتم را بنگرد!.»

و سرانجام این حدیث نورانی با این جمله‌های بیدار كننده پایان می‌گیرد:

«ای احمد! اگر بنده‌ای نماز تمام اهل آسمان‌ها و زمین را بجا آورد، و روزه تمام اهل آسمان‌ها و زمین را انجام دهد، همچون فرشتگان غذا نخورد، و لباس (فاخری) در تن نپوشد (و در نهایت زهد و وارستگی زندگی كند)، ولی در قلبش ذره‌ای دنیاپرستی یا ریاست طلبی یا عشق به زینت دنیا باشد، در سرای جاویدانم در جوار من نخواهد بود! و محبتم را از قلب او برمی‌كنم!

سلام و رحمتم بر تو باد، وَ اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِیْن

این سخنانِ عرشی، كه روح انسان را با خود به اوج آسمان‌ها می‌برد، و در معراج الهی سیر می‌دهد، و به آستانه عشق و شهود می‌كشد، تنها قسمتی از حدیث قدسی است.

افزون بر این، ما اطمینان داریم كه غیر از آنچه پیامبر (صلّی الله علیه و آله) در سخنانش برای ما بازگو كرده، اسرار و گفتگوها و رموز و اشاراتی میان او و محبوبش در آن شب عشق و شوق، و جذبه و وصال، رد و بدل شده كه نه گوش‌ها توانایی شنیدن آن را دارد، و نه افكار عادی قدرت دركش را، و به همین دلیل، در درون جان پاک پیامبر (صلّی الله علیه و آله) برای همیشه مكتوم مانده، و جز خاصانش از آن آگاه نشده‌اند.
1


1. تفسیر نمونه، جلد 22. (با تفاوت در ظاهر متن)



داغ کن ـ کلوب دات کام
نظرات () 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.