تبلیغات
اهالی بهشت و جهنم - درهای دوزخ و درکات آن

درهای دوزخ و درکات آن

نویسنده: مدیر وبلاگ
تاریخ: دوشنبه 18 شهریور 1392 ـ 00:05

1. (وَ اِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ اَجْمَعینَ ـ لَها سَبْعَةُ اَبْواب لِکُلِّ باب مِنْهُم جُزْءٌ مَقْسُومٌ). (سوره حجر، آیه 43 و 44)

«و جهنم میعادگاه همه آن‌هاست، هفت در دارد، و برای هر دری گروه معیّنی از آن‌ها تقسیم شده‌اند.»

2. (فَادْخُلُوا اَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدینَ فیها فَلَبِئْسَ مَثْوَی المُتَکَبِرینَ). (سوره نحل، آیه 29)

«اکنون از درهای جهنم وارد شوید در حالی که جاودانه در آن خواهید بود، چه جای بدی است جایگاه مستکبران!.»

3. (وَسیقَ الذَّینَ کَفَرُوا اِلی جَهَنَّمَ زُمَراً حَتَّی اِذا جائُواها فُتِحَتْ اَبْوابُها). (سوره زمر، آیه 71)

«و کسانی که کافر شدند گروه‌گروه به سوی جهنم رانده می‌شوند، وقتی به دوزخ می‌رسند درهای آن گشوده می‌شود.»

4. (اِنَّ المُنافِقِینَ فی الدَّرْکِ الأسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدلَهُمْ نَصیراً). (سوره نساء، آیه 145)

«منافقان در پایین‌ترین مرحله دوزخ قرار دارند و هرگز یاوری برای آن‌ها نخواهی یافت.»

در نخستین آیه، با اشاره به پیروان شیطان که در آیات قبل از آن‌ها سخن گفته شده است، می‌فرماید: «جهنم وعده‌گاه همه آن‌هاست ـ هفت در دارد و برای هر دری گروهی از آن‌ها تقسیم شده‌اند»: (وَ اِنَّ جَهَنَّمَ لَمْوْعِدُهُمْ اَجْمَعین لَها سَبْعَةُ اَبْواب لِکُلِّ باب مِنْهُم جُزْءٌ مَقْسُومٌ).

در اینکه منظور، از ابواب جهنم (درهای دوزخ) چیست؟ مفسران احتمالات گوناگونی ذکر کرده‌اند.

نخست اینکه: اشاره به درهای ورودی دوزخ است که همه به یک کانون، منتهی می‌گردد همانند درهای متعدد ساختمان‌های معمولی این جهان، و در حقیقت اشاره به کثرت وارد شوندگان در این مرکز قهر الهی است.

این احتمال با توجه به روایات متعددی که در تفسیر این آیه آمده است بعید به نظر می‌رسد.

دیگر اینکه منظور، طبقات مختلف دوزخ است که از نظر شدت عذاب با همدیگر متفاوت می‌باشند، بنابراین هر یک از این درهای هفتگانه در واقع به یکی از این طبقات، گشوده می‌شود.

روایات متعددی که از طُرُق اهل بیت (علیهم السّلام) و اهل سنّت رسیده، گواه این تفسیر است.

در حدیثی که در دُرّ المنثور از علی (علیه السّلام) آمده می‌خوانیم که فرمود:

«اَتَدْرُونَ کَیْفَ اَبوابُ جَهَنَّمَ؟ قُلْنا کنَحْوِ هذهِ الأبْوابِ! قالَ: لا ولکنّها هکذا و وَضَعَ یَدَهُ فَوقَ یَدِهِ وَبسَطَ یَدَهُ عَلی یَدِهِ»:

«آیا می‌دانید درهای دوزخ چگونه است، گفتیم مانند همین درها، فرمود: نه، آن‌ها این چنین است، سپس امام (علیه السّلام) یک دست خود را بر دیگری گذارد و آن را گشود (اشاره به اینکه آن‌ها طبقاتی روی همدیگر قرار دارد).»

در حدیث دیگری از همان حضرت (علیه السّلام) آمده:

«سَبْعَةُ اَبْوابِ النَّارِ مُتطابقاتِ»:

«هفت در، در دوزخ است که روی یکدیگر قرار دارد.»

و نیز در حدیث دیگری از همان حضرت نقل شده که بعد از تفسیر درهای هفتگانه دوزخ به طبقاتی که بعضی بالای بعض دیگر قرار دارند، نام‌های این طبقات را چنین شمرد: از همه پایین‌تر «جهنم» و بالای آن «لظی» و بالای آن «حطمه» و فوق آن «سقر» و بالای آن «جحیم» و فوق آن «سعیر» و برتر از آن «هاویه» است. (ولی در بعضی از روایات پایین‌ترین «هاویه» و بالاترین «جهنم» شمرده شده)

سومین احتمال اینکه تعدد این درها به خاطر تعدد اقوام مختلفی است که از آن‌ها وارد می‌شوند.

در تفسیر روح المعانی از پاره‌ای از منابع خبری نقل شده که: درِ اول ویژه مسلمانان موحد گنهکار است، و درِ دوم از آن یهود، درِ سوم از آن نصاری، و درِ چهارم مخصوص ستاره پرستان، و درِ پنجم از آن مجوس، و درِ ششم از آن مشرکان و آخرین در مخصوص منافقان است!.

چهارمین تفسیر اینکه: منظور از این درها همان اعمال و گناهانی است که سرچشمه ورود در دوزخ است.

شاهد این سخن اولاً مقابله‌ای است که با درهای بهشت وجود دارد، و در مورد درهای بهشت در بعضی از روایات صریحاً آمده بود که «جهاد» یکی از درهای بهشت است، و یا اینکه یکی از درهای بهشت به نام «باب المجاهدین» است ... اعمال آدم همچون «صبر» و «شکر» و مانند آن دارد.

ثانیاً: روایاتی است که نشان می‌دهد که از بعضی از درهای جهنم فرعون و هامان و قارون، و از بعضی مشرکان، و از بعضی دشمنان خاندان پیامبر (صلّی الله علیه و آله) وارد می‌شوند ... گناهان مختلف است.

ولی سه تفسیر اخیر قابل جمع با یکدیگر است، چرا که طبقات جهنم یکی از دیگری دردناک‌تر، و گروه‌هایی که وارد آن‌ها می‌شوند یکی از دیگری گنهکارترند، و اعمالی که آن‌ها انجام می‌داده‌اند یکی از دیگری بدتر است، و به این ترتیب هر سه تفسیر در یک مفهوم جمع می‌شود، و در نتیجه، درهای جهنم در واقع پیام‌آور این حقیقت است که همان طور که اعمال آدمی با هم متفاوت و اصناف مجرمان و کفار با هم مختلفند، مجازات آن‌ها نیز در جهان دیگر یکسان نیست و با یکدیگر فرق بسیار دارد.

در دومین آیه، کفاری را که با انتخاب این راه غلط بر خود ظلم و ستم کردند مخاطب ساخته می‌فرماید «اکنون (در قیامت) از درهای جهنم وارد شوید، در حالی که همیشه در آن خواهید بود، و چه جای بدی است جایگاه متکبّران!»: (فَاَدْخُلُوا اَبوابَ جَهَنَّمَ خالدینَ فلیها فَلَبئْسَ مَثْوی المُتَکَبِرینَ).

قابل توجه اینکه در اینجا «ابواب جهنم» به صورت جمع ذکر شده، در حالی که هر گروهی از یک در وارد می‌شوند نه از درهای متعدد. (دقت کنید)

این تعبیر ممکن است به خاطر این باشد که مخاطب‌ها در این آیه جمعند، و طبعاً هنگامی که یک جماعت می‌خواهد وارد مکانی شود که درهای متعدد دارد هر گروهی از دری وارد می‌شوند، پس مجموعاً از درهای متعدد وارد شده‌اند.

یا اینکه هر گروه از آنان، تحت عنوان خاصی از یکی از درها، که ویژه آن گروه است وارد دوزخ می‌گردند.

این احتمال نیز وجود دارد که مخاطبین این آیه، در طبقات پایین دوزخ قرار دارند و طبعاً باید از درها و طبقات متعددی بگذرند تا به آنجا برسند.

به هر حال در این آیه فقط سخن از درهای دوزخ است، اما توضیحی درباره تعداد آن‌ها نیست، به تعبیر دیگر دوزخ همانند بعضی از زندان‌های وحشتناک و تو در تو است که از بندهایی تشکیل شده، گروهی از گمراهان سرسخت که باید در «درک اسفل» یا «قعر جهنم» یا طبقات نزدیک به آن باشند طبعاً باید از همه این طبقات عبور کنند.

در سومین آیه، همین موضوع با تعبیر دیگری عنوان شده است، می‌فرماید: «و کسانی که کافر شدند گروه‌گروه به سوی دوزخ رانده می‌شوند، هنگامی که به آن می‌رسند درهایش گشوده می‌شود»: (وَیَسْقَ الذَّینَ کَفَرُوا اِلی جَهَنَّمَ زُمَراً حَتَّی اِذا جائُوها فتِحَتْ ابوابُها).

این تعبیر گویا اشاره به این است که «جهنم» حضور آن‌ها را درک می‌کند، هنگامی که آنان نزدیک می‌شوند ناگهان درها گشوده می‌شود، و این مشاهده ناگهانی، وحشت بیشتری در آن‌ها ایجاد می‌کند در حالی که همین معنا در مورد بهشتیان نیز آمده و آن سبب مزید سرور و خوشحالی آن‌هاست. باز در اینجا به تعدد درهای دوزخ برخورد می‌کنیم بی‌آنکه تعداد آن‌ها بیان شده باشد، و باز در اینجا سخن از گشوده شدن تمام درهاست در حالی که هر گروهی از دری وارد می‌شوند، انتخاب این تعبیر ممکن است به دلایلی باشد که در آیه قبل به آن اشاره شد.

در چهارمین آیه، سخن از درها نیست، بلکه تنها سخن از طبقه پایین جهنم است که نشان می‌دهد جهنم دارای طبقات مختلفی است، می‌فرماید: «منافقان در طبقه پایین دوزخ قرار دارند، و هرگز یاوری برای آن‌ها نخواهی یافت»: (اِنَّ المُنافِقِین فی الدَرْکِ الأسْفَلِ مِن النار وَلَنْ تجِد لَهُمْ نصیراً).

در لسان عرب به پله‌هایی که به طرف بالا می‌رود «درجه» و به پله‌هایی که سمت پایین می‌رود (مانند پله‌های سرداب) «درکه» می‌گویند.

این واژه از مادّه «درک» (بر وزن مرگ) به معنای رسیدن به چیزی است، لذا به طناب‌هایی که به یکدیگر متصل می‌کنند تا به قعر چاه یا دریا برسد، «دَرَک» (بر وزن فلک) می‌گویند.

عمیق‌ترین نقطه دریا یا مکان‌های دیگر، «دَرک» (بر وزن مرگ) نامیده می‌شود، بنابراین توصیف «الدرک» در آیه شریفه به «الأسفل» از قبیل تأکید و قید توضیحی است.

به هر حال این آیه تنها آیه‌ای است که اشاره به طبقات جهنم دارد، و می‌توان آیات سابق را که از درهای جهنم سخن می‌گفت با آن تطبیق کرد، و نتیجه آن همان چیزی است که از روایات سابق استفاده شد، که درهای جهنم در عرض هم نیست بلکه در طول هم است، بعضی بالای دیگری قرار دارد.

فخر رازی در تفسیر خود، بعد از آنکه «درک» را به معنای دورترین نقطه قعر چیزی تفسیر می‌کند، می‌گوید: «ظاهر این تعبیر قرآنی این است که جهنم دارای طبقاتی است، و ظاهر این است سخت‌ترین طبقات جهنم همان طبقه پایین است.»

قابل توجه اینکه در این آیه، پایین‌ترین قعر دوزخ برای منافقان ذکر شده!، این به خوبی نشان می‌دهد که «نفاق» بدترین گناه و پست‌ترین نقطه دوزخ است، دلیل آن هم روشن است، خطری که از ناحیه منافقان، دامان جامعه اسلامی را می‌گیرد به مراتب از خطر کفار و دشمنانی که با صراحت، کفر و عداوت خود را آشکار می‌سازند بیشتر است.

در حدیثی نیز درباره علمای فاسد می‌خوانیم:

«اِنَّ مِنَ العُلماءِ مَنْ یُحِبُ اَنْ یَخْزُنَ عِلْمَهُ وَ لا یُؤخَذُ عَنْه، فذاکَ فی الدَرْکِ الأسْفَلِ مِنَ النارِ»:

«بعضی از دانشمندان هستند که دوست دارند علم خود را احتکار کنند و کسی از آن‌ها بهره نگیرند، این‌ها در پایه اسفل از آتشند!.»

چنان که گفتیم از بعضی روایات نیز استفاده می‌شود که برای هر یک از درهای هفتگانه دوزخ اصحاب خاص است، مثلاً از یک در فرعون و هامان و قارون وارد می‌‌شوند، و از در دیگری بنی‌امیه، و از در دیگری مشرکان، و همین طور.

بدیهی است ورود فرعون و هامان و قارون، یا بنی‌امیه، از این درها، به خاطر اعمال و عقاید آن‌ها است و به همین دلیل کسانی که در خطّ آن‌ها و پیرو مکتب عقیدتی و علمی آنان باشند قاعدتاً از همان درها وارد می‌شوند، و بنابراین رابطه میان «درها» و «اعمال و عقاید» انسان‌ها روشن می‌شود
.1


1. پیام قرآن، جلد 6. (با تفاوت در ظاهر متن)



داغ کن ـ کلوب دات کام
نظرات () 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.